پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۹۵ - رباعی

نام بت من که مه ز رویش خجل است

ده حرف ز نظم حافظ مرتحل است

اول ششم هجی و قلبش روشن

لیکن عجب آن که جمله اجزاش دل است

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۹۷ - رباعیتا حکم قضای آسمانی باشد
  2. شمارهٔ ۹۸باز آی که جانم به جمالت نگران است
  3. شمارهٔ ۹۹ - رباعیبا مردم نیک بد نمی‌باید بود
  4. شمارهٔ ۱۰۰ - رباعیشیرین‌دهنان عهد به پایان نبرند
  5. شمارهٔ ۱۰۱ - رباعییاران چو به هم دست در آغوش کنید
  6. شمارهٔ ۱۰۲ - رباعیعشق آتش غم در دل ویرانه نهاد
  7. شمارهٔ ۱۰۳ - رباعیای هر نفسی نهاده بر کف ساغر
  8. شمارهٔ ۱۰۴ - رباعیبنگر به چمن جمال فرخندهٔ گل
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.