پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۴

هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی

که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی

ملامت‌گو چه دریابد میان عاشق و معشوق؟

نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی

بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور

که از هر رقعهٔ دلقش هزاران بت بیفشانی

گشادِ کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است

خدا را یک نفس بنشین گره بگشا ز پیشانی

ملک در سجدهٔ آدم زمین بوس تو نیت کرد

که در حُسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی

چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است

مباد این جمع را یا رب غم از باد پریشانی

دریغا عیش شب‌گیری که در خواب سحر بگذشت

ندانی قدر وقت ای دل مگر وقتی که درمانی

ملول از همرهان بودن طریق کاردانی نیست

بکش دشواری منزل به یاد عهد آسانی

خیال چنبر زلفش فریبت می‌دهد حافظ

«نگر تا حلقهٔ اقبال ناممکن نجنبانی»

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۶نسیم صبح سعادت! بدان نشان که تو دانی
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۷دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۸نوش کن جامِ شرابِ یک منی
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۹صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۰ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۱بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۲ای دل! به کوی عشق گذاری نمی‌کنی
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۳سحرگه ره ‎روی در سرزمینی
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.