پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۸

گر تیغ بارد در کوی آن ماه

گردن نهادیم الحکمُ لِلّه

آیین تقوا ما نیز دانیم

لیکن چه چاره با بخت گمراه؟ 

ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم

یا جام باده یا قصه کوتاه

من رند و عاشق در موسم گل

آن گاه توبه؟ استغفرالله

مهر تو عکسی بر ما نیفکند

آیینه‌رویا! آه از دلت آه

اَلصَبرُ مُرٌّ و العُمرُ فانٍ

یا لَیتَ شِعري حَتّامَ أَلْقاه

حافظ چه نالی گر وصل خواهی؟

خون بایدت خورد در گاه و بی‌گاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۰ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۱درِ سرایِ مغان رُفته بود و آب‌زده
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۲ای که با سلسلهٔ زلف دراز آمده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۳دوش رفتم به در میکده خواب‌آلوده
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۴از من جدا مشو که توام نور دیده‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۵دامن‌کشان همی شد در شرب زرکشیده
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۶از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۷چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.