پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۴

از من جدا مشو که توام نور دیده‌ای

آرام جان و مونس قلب رمیده‌ای

از دامن تو دست ندارند عاشقان

پیراهن صبوری ایشان دریده‌ای

از چشم بخت خویش، مبادت گزند از آنک

در دلبری، به غایتِ خوبی رسیده‌ای

منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان

معذور دارمت که تو او را ندیده‌ای

آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا

بیش از گلیم خویش مگر پا کشیده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۶از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۷چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۸سحرگاهان، که مخمورِ شبانه
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۹ساقی بیا که شد قدحِ لاله پر ز می
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۰به صوتِ بلبل و قمری اگر ننوشی مِی
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۱لبش می‌بوسم و در می‌کشم می
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۲مخمور جام عشقم، ساقی بده شرابی
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۳ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.