پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۷

چراغ روی تو را شمع گشت پروانه

مرا ز حال تو با حال خویش پروا، نه

خِرد که قید مجانین عشق می‌فرمود

به بوی سنبل زلف تو گشت دیوانه

به بوی زلف تو گر جان به باد رفت‌، چه شد؟

هزار جان گرامی فدای جانانه

من‌ِ رمیده ز غیرت ز پا فتادم دوش

نگار خویش چو دیدم به دست بیگانه

چه نقش‌ها که برانگیختیم و سود نداشت

فسون ما بر او گشته است افسانه

بر آتش رخ زیبای او به جای سپند

به غیر خال سیاهش که دید به دانه؟

به مژده، جان به صبا داد شمع در نفسی

ز شمع روی تواَش چون رسید پروانه

مرا به دور لب دوست هست پیمانی

که بر زبان نبرم جز حدیث پیمانه

حدیث مدرسه و خانقه مگوی که باز

فتاد در سر حافظ هوای میخانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۹ساقی بیا که شد قدحِ لاله پر ز می
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۰به صوتِ بلبل و قمری اگر ننوشی مِی
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۱لبش می‌بوسم و در می‌کشم می
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۲مخمور جام عشقم، ساقی بده شرابی
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۳ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۴ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۵با مدّعی مگویید، اسرارِ عشق و مستی
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۶آن غالیه‌خط گر سوی ما نامه نوشتی
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.