پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۶

از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه

«اِنّی رَأیتُ دَهراً، مِن هَجْرِکَ القیامه»

دارم من از فراقش، در دیده صد علامت

لَیسَت دُموعُ عَینی، هٰذا لَنا العلامه؟

هر چند کآزمودم، از وی نبود سودم

مَن جَرَّبَ المُجَرَّب، حَلَّت به الندامه

پرسیدم از طبیبی، احوال دوست گفتا

«فی بُعدها عذابٌ، فی قُربها السلامه»

گفتم «ملامت آید، گر گِرد دوست گردم»

و اللهِ ما رَأینا، حُباً بِلا ملامه

حافظ چو طالب آمد، جامی به جان شیرین

حَتّیٰ یَذوقَ مِنهُ، کأساً مِن الکرامه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۸سحرگاهان، که مخمورِ شبانه
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۹ساقی بیا که شد قدحِ لاله پر ز می
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۰به صوتِ بلبل و قمری اگر ننوشی مِی
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۱لبش می‌بوسم و در می‌کشم می
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۲مخمور جام عشقم، ساقی بده شرابی
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۳ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۴ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۵با مدّعی مگویید، اسرارِ عشق و مستی
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.