پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۳

دوش رفتم به در میکده خواب‌آلوده

خرقه تر دامن و سجّاده شراب‌آلوده

آمد افسوس‌کنان مغبچهٔ باده‌فروش

گفت بیدار شو ای رهرو خواب‌آلوده

شست و شویی کن و آن‌گه به خرابات خِرام

تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده

به هوای لب شیرین پسران چند کنی

جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده

به طهارت گذران منزل پیری و مکن

خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده

پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به در آی

که صفایی ندهد آب تراب‌آلوده

گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست

که شود فصل بهار از می ناب آلوده

آشنایانِ رهِ عشق در این بحر عمیق

غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

گفت حافظ لغز و نکته به یاران مفروش

آه از این لطف به انواع عتاب آلوده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۵دامن‌کشان همی شد در شرب زرکشیده
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۶از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۷چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۸سحرگاهان، که مخمورِ شبانه
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۹ساقی بیا که شد قدحِ لاله پر ز می
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۰به صوتِ بلبل و قمری اگر ننوشی مِی
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۱لبش می‌بوسم و در می‌کشم می
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۲مخمور جام عشقم، ساقی بده شرابی
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.