پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۷

عیشم مدام است، از لعل دل‌خواه

کارم به کام است، الحمدلله

ای بخت سرکش! تنگش به بَر کش

گه جام زرکش، گه لعل دل‌خواه

ما را به رندی، افسانه کردند

پیران جاهل، شیخان گمراه

از دست زاهد، کردیم توبه

و از فعل عابد، استغفرالله

جانا چه گویم؟ شرح فراقت

چشمی و صد نم، جانی و صد آه

کافر مبیناد، این غم که دیده‌ست

از قامتت سرو، از عارضت ماه

شوق لبت برد، از یاد حافظ

درس شبانه، ورد سحرگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۹وصال او ز عمر جاودان به
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۰ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۱درِ سرایِ مغان رُفته بود و آب‌زده
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۲ای که با سلسلهٔ زلف دراز آمده‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۳دوش رفتم به در میکده خواب‌آلوده
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۴از من جدا مشو که توام نور دیده‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۵دامن‌کشان همی شد در شرب زرکشیده
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۶از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.