پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۰

ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟

مست از خانه برون تاخته‌ای، یعنی چه؟

زلف در دستِ صبا، گوش به فرمان رقیب

این چنین با همه درساخته‌ای، یعنی چه؟

شاهِ خوبانی و منظورِ گدایان شده‌ای

قدرِ این مرتبه نشناخته‌ای، یعنی چه؟

نه سرِ زلفِ خود اول تو به دستم دادی

بازم از پای درانداخته‌ای، یعنی چه؟

سخنت رمزِ دهان گفت و کمر سِرّ‌ِ میان

وز میان، تیغ به ما آخته‌ای، یعنی چه؟

هر کس از مُهرهٔ مِهر تو به نقشی مشغول

عاقبت با همه کج باخته‌ای، یعنی چه؟

حافظا در دلِ تنگت چو فرود آمد یار

خانه از غیر نپرداخته‌ای، یعنی چه؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۲ای که با سلسلهٔ زلف دراز آمده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۳دوش رفتم به در میکده خواب‌آلوده
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۴از من جدا مشو که توام نور دیده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۵دامن‌کشان همی شد در شرب زرکشیده
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۶از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۷چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۸سحرگاهان، که مخمورِ شبانه
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۹ساقی بیا که شد قدحِ لاله پر ز می
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.