پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۲

مرا چشمی‌ست خون‌افشان ز دست آن کمان‌ابرو

جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو

غلام چشم آن ترکم که در خوابِ خوشِ مستی

نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو

هلالی شد تنم زین غم که با طغرا‌ی ابرو‌یش

که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو؟

رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم

هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان، ابرو

روانِ گوشه‌گیران را جبینش طرفه گلزار‌ی‌ست

که بر طرْف سمن‌زارش همی گردد چمان ابرو

دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی

که این را این چنین چشم است و آن را آن چنان ابرو

تو کافر‌دل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم

که محرابم بگرداند خم آن دل‌ستان ابرو

اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هوادار‌ی

به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان‌ابرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۴گلبن عیش می‌دمد ساقی گل‌عذار کو؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۵ای پیک راستان خبر یار ما بگو
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۶خنک نسیم معنبر شمامه‌ای دل‌خواه
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۷عیشم مدام است، از لعل دل‌خواه
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۸گر تیغ بارد در کوی آن ماه
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۹وصال او ز عمر جاودان به
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۰ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۱درِ سرایِ مغان رُفته بود و آب‌زده
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.