پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۷

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم

دلِ بیمار شد از دست، رفیقان مددی

تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم

آن که بی‌جرم برنجید و به تیغم زد و رفت

بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم

خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست

تا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم

مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نه

کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم

سایهٔ طایر کم حوصله کاری نکند

طلب از سایهٔ میمون همایی بکنیم

دلم از پرده بشد حافظ خوش‌گوی کجاست

تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۹سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۰بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۱گرچه ما بندگان پادشهیم
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۲فاتحه‌ای چو آمَدی بَر سَر خَسته‌ای بخوان
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۳چندان که گفتم غم با طبیبان
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۴می‌سوزم از فِراقت روی از جَفا بگردان
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۵یا رب آن آهوی مشکین به خُتَن باز رسان
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۶خدا را کم نشین با خرقه پوشان
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.