پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۴

می‌سوزم از فِراقت روی از جَفا بگردان

هجران بلایِ ما شد، یا رب بلا بگردان

مَه جلوه می‌نماید بر سبز خِنگِ گَردون

تا او به سر درآید، بر رَخش پا بگردان

مَرغول را بَرافشان یعنی به رَغمِ سنبل

گِردِ چمن بُخوری همچون صبا بگردان

یغمایِ عقل و دین را بیرون خرام سرمست

در سر کلاه بِشکن در بَر قَبا بگردان

ای نورِ چشمِ مستان در عینِ انتظارم

چنگِ حزین و جامی بِنواز یا بگردان

دوران همی‌نویسد بر عارضش خطی خوش

یا رب نوشتهٔ بد از یارِ ما بگردان

حافظ ز خوبرویان بختت جز این قَدَر نیست

گر نیستت رضایی حُکمِ قضا بگردان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۶خدا را کم نشین با خرقه پوشان
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۷شاه شمشادقدان، خسرو شیرین‌دهنان
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۸بهار و گل طرب‌انگیز گشت و توبه‌شکن
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۹چو گل هر دم به بویت جامه در تن
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۰افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۱خوش‌تر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۲دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۳منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.