پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۱

خوش‌تر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟

تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن

غم دل چند توان خورد؟ که ایام نماند

گو نه دل باش و نه ایام چه خواهد بودن؟

مرغ کم‌حوصله را گو غم خود خور که بر او

رحمِ آن کس که نهد دام چه خواهد بودن؟

باده خور غم مخور و پند مقلد منیوش

اعتبار سخن عام چه خواهد بودن؟

دست‌رنج تو همان به که شود صرف به کام

دانی آخر که به ناکام چه خواهد بودن؟

پیر میخانه همی‌خواند معمایی دوش

از خط جام که فرجام چه خواهد بودن

بردم از ره دل حافظ به دف و چنگ و غزل

تا جزای من بدنام چه خواهد بودن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۳منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۴ای روی ماه‌منظر تو نوبهار حُسن
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۵گُلبرگ را ز سُنْبُلِ مُشکین، نِقاب کُن
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۶صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۷ز در در آ و شبستان ما منور کن
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۸ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۹کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۰بالابلندِ عِشْوِه‌گرِ نقش‌بازِ من
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.