پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۴

ای روی ماه‌منظر تو نوبهار حُسن

خال و خط تو مرکز حُسن و مدار حُسن

در چشم پرخمار تو پنهان فسون سِحر

در زلف بی‌قرار تو پیدا قرار حُسن

ماهی نتافت همچو تو از برج نیکویی

سروی نخاست چون قَدَت از جویبار حُسن

خرّم شد از ملاحت تو عهد دلبری

فرّخ شد از لطافت تو روزگار حُسن

از دام زلف و دانهٔ خال تو در جهان

یک مرغِ دل نماند نگشته شکار حُسن

دائم به لطف دایهٔ طبع از میانِ جان

می‌پرورَد به ناز، تو را در کنار حُسن

گِرد لبَت بنفشه از آن تازه و تر است

کآب حیات می‌خورَد از جویبار حُسن

حافظ طمع برید که بیند نظیر تو

دیّار نیست جز رُخَت اندر دیار حُسن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۶صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۷ز در در آ و شبستان ما منور کن
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۸ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۹کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۰بالابلندِ عِشْوِه‌گرِ نقش‌بازِ من
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۱چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۲نکته‌ای دلکَش بگویم خالِ آن مَه‌رو ببین
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۳شراب لعل‌کش و روی مه‌جبینان بین
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.