پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۲

نکته‌ای دلکَش بگویم خالِ آن مَه‌رو ببین

عقل و جان را بستهٔ زنجیرِ آن گیسو ببین

عیبِ دل کردم که وحشی‌وضع و هرجایی مباش

گفت چشمِ شیرگیر و غنجِ آن آهو ببین

حلقهٔ زلفش تماشاخانهٔ باد صباست

جانِ صد صاحب‌دل آن جا بستهٔ یک مو ببین

عابدانِ آفتاب از دلبرِ ما غافل‌اند

ای ملامت‌گو خدا را رو مبین آن رو ببین

زلفِ دل‌دزدش صبا را بند بر گردن نهاد

با هوادارانِ ره رو حیلهٔ هندو ببین

این‌که من در جست‌وجوی او ز خود فارغ شدم

کس ندیده‌ست و نبیند مثلش از هر سو ببین

حافظ ار در گوشهٔ محراب می‌نالد رواست

ای نصیحت‌گو خدا را آن خمِ ابرو ببین

از مرادِ شاه منصور ای فلک سر برمتاب

تیزیِ شمشیر بنگر قوّتِ بازو ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۴می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۵به جان پیر خرابات و حق صحبت او
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۶گفتا برون شدی به تماشای ماهِ نو
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۷مزرعِ سبزِ فلک دیدم و داسِ مه نو
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۸ای آفتاب آینه دار جمال تو
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۹ای خونبهای نافه چین خاک راه تو
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۰ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۱تاب بنفشه می‌دهد طرّهٔ مشک‌سای تو
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.