پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۶

صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن

دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

زان پیش‌تر که عالم فانی شود خراب

ما را ز جام بادهٔ گلگون خراب کن

خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد

گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن

روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند

زنهار کاسهٔ سر ما پرشراب کن

ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم

با ما به جام باده صافی خطاب کن

کار صواب، باده پرستی‌ست حافظا

برخیز و عزم جزم به کار صواب کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۸ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۹کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۰بالابلندِ عِشْوِه‌گرِ نقش‌بازِ من
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۱چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۲نکته‌ای دلکَش بگویم خالِ آن مَه‌رو ببین
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۳شراب لعل‌کش و روی مه‌جبینان بین
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۴می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۵به جان پیر خرابات و حق صحبت او
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.