پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۰

بالابلندِ عِشْوِه‌گرِ نقش‌بازِ من

کوتاه کرد قصّهٔ زُهْدِ درازِ من

دیدی دلا که آخرِ پیری و زُهْد و عِلْم

با من چه کَرْد دیدهٔ معشوقه‌بازِ من؟

می‌ترسم از خرابیِ ایمان که می‌بَرَد

مِحْرابِ ابرویِ تو، حُضورِ نمازِ من

گفتم به دَلْقِ زَرْق بپوشم نشانِ عشق

غَمّاز بود اَشْک و عَیان کرد رازِ من

مست است یار و یادِ حریفان نمی‌کُنَد

ذکرش به خیر‌، ساقیِ مِسْکین‌نوازِ من

یا رب کی آن صبا بِوَزَد کز نسیمِ آن

گَرْدَد شمامهٔ کَرَمَش، کارسازِ من؟

نقشی بر آب می‌زنم از گریه، حالیا

تا کی شود قرینِ حقیقت، مجازِ من

بر خود، چو شمع، خنده‌زنان، گریه می‌کنم

تا با تو سنگ‌دل چه کُنَد سوز و سازِ من؟

زاهد؛ چو از نمازِ تو کاری نمی‌رود

هم مستیِ شبانه و راز و نیازِ من

«حافظ»، زِ گریه سوخت بگو حالش ای صبا

با شاهِ دوست‌پرورِ دشمن‌گُدازِ من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۲نکته‌ای دلکَش بگویم خالِ آن مَه‌رو ببین
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۳شراب لعل‌کش و روی مه‌جبینان بین
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۴می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۵به جان پیر خرابات و حق صحبت او
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۶گفتا برون شدی به تماشای ماهِ نو
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۷مزرعِ سبزِ فلک دیدم و داسِ مه نو
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۸ای آفتاب آینه دار جمال تو
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۹ای خونبهای نافه چین خاک راه تو
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.