پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۹

کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن

به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن

به باد ده سر و دستار عالمی یعنی

کلاه گوشه به آیین سروری بشکن

به زلف گوی که آیین دلبری بگذار

به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن

برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس

سزای حور بده رونق پری بشکن

به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر

به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن

چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد

تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن

چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ

تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۱چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۲نکته‌ای دلکَش بگویم خالِ آن مَه‌رو ببین
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۳شراب لعل‌کش و روی مه‌جبینان بین
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۴می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۵به جان پیر خرابات و حق صحبت او
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۶گفتا برون شدی به تماشای ماهِ نو
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۷مزرعِ سبزِ فلک دیدم و داسِ مه نو
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۸ای آفتاب آینه دار جمال تو
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.