پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۶

خدا را کم نشین با خرقه پوشان

رخ از رندان بی‌سامان مپوشان

در این خرقه بسی آلودگی هست

خوشا وقت قبای می فروشان

در این صوفی‌وشان دَردی ندیدم

که صافی باد عیش دُردنوشان

تو نازک‌طبعی و طاقت نیاری

گرانی‌های مشتی دلق‌پوشان

چو مستم کرده‌ای مستور منشین

چو نوشم داده‌ای زهرم منوشان

بیا وز غَبْن این سالوسیان بین

صُراحی خون‌دل و بربط خروشان

ز دلگرمی حافظ بر حذر باش

که دارد سینه‌ای چون دیگ جوشان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۸بهار و گل طرب‌انگیز گشت و توبه‌شکن
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۹چو گل هر دم به بویت جامه در تن
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۰افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۱خوش‌تر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۲دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۳منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۴ای روی ماه‌منظر تو نوبهار حُسن
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۵گُلبرگ را ز سُنْبُلِ مُشکین، نِقاب کُن
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.