پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۵

یا رب آن آهوی مشکین به خُتَن باز رسان

وان سهی سروِ خرامان به چمن باز رسان

دل آزردهٔ ما را به نسیمی بنواز

یعنی آن جانِ ز تن رفته به تن باز رسان

ماه و خورشید به منزل چو به امرِ تو رسند

یارِ مه‌روی مرا نیز به من باز رسان

دیده‌ها در طلبِ لعلِ یَمانی خون شد

یا رب آن کوکبِ رخشان به یَمَن باز رسان

برو ای طایرِ میمونِ همایون آثار

پیش عنقا سخنِ زاغ و زَغَن باز رسان

سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات

بشنو ای پیکِ خبرگیر و سخن باز رسان

آن که بودی وطنش دیدهٔ حافظ یا رب

به مرادش ز غریبی به وطن باز رسان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۷شاه شمشادقدان، خسرو شیرین‌دهنان
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۸بهار و گل طرب‌انگیز گشت و توبه‌شکن
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۹چو گل هر دم به بویت جامه در تن
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۰افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۱خوش‌تر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۲دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۳منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۴ای روی ماه‌منظر تو نوبهار حُسن
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.