پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۰

بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم

که من دل‌شده این ره، نه به خود می‌پویم

در پس آینه طوطی‌صفتم داشته‌اند

آن چه استاد ازل گفت بگو، می‌گویم

من اگر خارم و گر گل چمن‌آرایی هست

که از آن دست که او می‌کِشدم، می‌رویم

دوستان! عیب من بی‌دل حیران مکنید

گوهری دارم و صاحب نظری می‌جویم

گر چه با دلق ملمع، مِیِ گلگون عیب است

مکنم عیب کَزو رنگِ ریا می‌شویم

خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است

می‌سرایم به شب و وقت سحر می‌مویم

حافظم گفت که «خاک در میخانه مبوی»

گو «مکن عیب که من مشک ختن می‌بویم»

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۲فاتحه‌ای چو آمَدی بَر سَر خَسته‌ای بخوان
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۳چندان که گفتم غم با طبیبان
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۴می‌سوزم از فِراقت روی از جَفا بگردان
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۵یا رب آن آهوی مشکین به خُتَن باز رسان
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۶خدا را کم نشین با خرقه پوشان
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۷شاه شمشادقدان، خسرو شیرین‌دهنان
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۸بهار و گل طرب‌انگیز گشت و توبه‌شکن
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۹چو گل هر دم به بویت جامه در تن
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.