پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۱

گرچه ما بندگان پادشهیم

پادشاهان ملک صبحگهیم

گنج در آستین و کیسه تهی

جام گیتی‌نما و خاک رهیم

هوشیار حضور و مست غرور

بحر توحید و غرقهٔ گنهیم

شاهد بخت چون کرشمه کند

ماش آیینه‌ رخ چو مهیم

شاه بیدار بخت را هر شب

ما نگهبان افسر و کلهیم

گو غنیمت شمار صحبت ما

که تو در خواب و ما به دیده گهیم

شاه منصور واقف است که ما

روی همّت به هر کجا که نهیم

دشمنان را ز خون کفن سازیم

دوستان را قبای فتح دهیم

رنگ تزویر پیش ما نبود

شیر سرخیم و افعی سیهیم

وام حافظ بگو که بازدهند

کرده‌ای اعتراف و ما گوهیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۳چندان که گفتم غم با طبیبان
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۴می‌سوزم از فِراقت روی از جَفا بگردان
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۵یا رب آن آهوی مشکین به خُتَن باز رسان
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۶خدا را کم نشین با خرقه پوشان
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۷شاه شمشادقدان، خسرو شیرین‌دهنان
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۸بهار و گل طرب‌انگیز گشت و توبه‌شکن
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۹چو گل هر دم به بویت جامه در تن
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۰افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.