پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۸

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است

کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم

رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم

سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم

شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد

التفاتش به می صاف مروّق نکنیم

خوش برانیم جهان در نظر راهروان

فکر اسب سیه و زین مغرّق نکنیم

آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند

تکیه آن به که بر این بحر معلّق نکنیم

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید

گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او

ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۰بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۱گرچه ما بندگان پادشهیم
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۲فاتحه‌ای چو آمَدی بَر سَر خَسته‌ای بخوان
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۳چندان که گفتم غم با طبیبان
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۴می‌سوزم از فِراقت روی از جَفا بگردان
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۵یا رب آن آهوی مشکین به خُتَن باز رسان
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۶خدا را کم نشین با خرقه پوشان
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۷شاه شمشادقدان، خسرو شیرین‌دهنان
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.