پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۶

دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم

سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم

نیست در کس کرم و وقت طرب می‌گذرد

چاره آن است که سجاده به مِی بفروشیم

خوش هوایی‌ست فرح‌بخش خدایا بفرست

نازنینی که به رویش مِی گل‌گون نوشیم

ارغنون ساز فلک ره‌زن اهل هنر است

چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم؟

گل به جوش آمد و از مِی نزدیمش آبی

لاجرم زآتش حرمان و هوس می‌جوشیم

می‌کشیم از قدح لاله شرابی موهوم

چشم بد دور که بی‌مطرب و مِی مدهوشیم

حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما

بلبلانیم که در مُوسم گل خاموشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۸ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۹سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۰بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۱گرچه ما بندگان پادشهیم
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۲فاتحه‌ای چو آمَدی بَر سَر خَسته‌ای بخوان
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۳چندان که گفتم غم با طبیبان
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۴می‌سوزم از فِراقت روی از جَفا بگردان
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۵یا رب آن آهوی مشکین به خُتَن باز رسان
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.