پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۵

صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم

وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم

نذر و فتوح صومعه در وجه می نهیم

دلق ریا به آب خرابات برکشیم

فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند

غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشیم

بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان

غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم

عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان

روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم

سر خدا که در تتق غیب منزویست

مستانه‌اش نقاب ز رخسار برکشیم

کو جلوه‌ای ز ابروی او تا چو ماه نو

گوی سپهر در خم چوگان زر کشیم

حافظ نه حد ماست چنین لاف‌ها زدن

پای از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۷ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۸ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۹سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۰بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۱گرچه ما بندگان پادشهیم
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۲فاتحه‌ای چو آمَدی بَر سَر خَسته‌ای بخوان
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۳چندان که گفتم غم با طبیبان
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۴می‌سوزم از فِراقت روی از جَفا بگردان
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.