پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۲

بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم

کز بهر جرعه‌ای همه محتاج این دریم

روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق

شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم

جایی که تخت و مسند جم می‌رود به باد

گر غم خوریم خوش نبود به که می خوریم

تا بو که دست در کمر او توان زدن

در خون دل نشسته چو یاقوت احمریم

واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما

با خاک کوی دوست به فردوس ننگریم

چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا

ما نیز هم به شعبده دستی برآوریم

از جرعه تو خاک زمین در و لعل یافت

بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم

حافظ چو ره به کنگره کاخ وصل نیست

با خاک آستانه این در به سر بریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۴بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۵صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۶دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۷ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۸ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۹سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۰بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۱گرچه ما بندگان پادشهیم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.