پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۰

صَلاح از ما چه می‌جویی؟ که مستان را صَلا گفتیم

به دورِ نرگسِ مستت سلامت را دعا گفتیم

درِ میخانه‌ام بُگشا که هیچ از خانقه نَگشود

گَرَت باور بُوَد ور نه سخن این بود و ما گفتیم

من از چشمِ تو ای ساقی خراب افتاده‌ام لیکن

بلایی کز حبیب آید هِزارش مَرحَبا گفتیم

اگر بر من نَبَخشایی پشیمانی خوری آخر

به خاطر دار این معنی که در خدمت کجا گفتیم

قَدَت گفتم که شمشاد است؛ بس خِجلَت به بار آورد

که این نسبت چرا کردیم و این بُهتان چرا گفتیم

جگر چون نافه‌ام خون گشت کم زینم نمی‌باید

جزای آن که با زلفت سخن از چین خطا گفتیم

تو آتش گشتی ای حافظ ولی با یار درنگرفت

ز بدعهدیِّ گُل گویی حکایت با صبا گفتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۲بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۳خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۴بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۵صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۶دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۷ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۸ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۹سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.