پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۹

ما زِ یاران چَشمِ یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم

تا درختِ دوستی بَر کِی دهد

حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

گفت‌و‌گو آیینِ درویشی نبود

ور نه با تو ماجراها داشتیم

شیوهٔ چَشمت فریبِ جنگ داشت

ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

گُلبُنِ حُسنَت نه خود شد دلفُروز

ما دَمِ همت بر او بگماشتیم

نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد

جانبِ حُرمَت فرو نگذاشتیم

گفت خود دادی به ما دل حافظا

ما مُحَصِّل بر کسی نَگماشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۱ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۲بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۳خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۴بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۵صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۶دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۷ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۸ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.