پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

عشق‌بازان جمله گلچین گلستان تواند

گل‌رخان خار سر دیوار بستان تواند

عاشقان بی‌دست و پایانند در درگاه تو

عارفان دریوزه‌گر بر خوان احسان تواند

ثابت و سیار گل چینند در ایوان تو

مهر و مه ته‌شمع فانوس شبستان تواند

شام‌ها را عکس خالت کرده عنبر در کنار

صبح‌ها دیوانه چاک گریبان تواند

خضرهای سبزه سرگردان در اطراف چمن

روز و شب در انتظار آب حیوان تواند

کوهساران در کمرها دامن خدمت زده

بحرها لب‌تشنگان ابر نیسان تواند

صوفیان از چار جانب روز و شب جویان تو

حاجیان از شش جهت لبّیک‌گویان تواند

گوسفندانند با قصاب جرگ عاشقان

روز و شب در انتظار عید قربان تواند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴ای تیغ غمزه تو به وقت غضب لذیذ
  2. شمارهٔ ۱۵۵پس از دیدار قاصد چون فتادم دیده بر کاغذ
  3. شمارهٔ ۱۵۶می‌کند هر دم به قصدم چرخ تقدیر دگر
  4. شمارهٔ ۱۵۷صبح وصال را اثر آمد هزار شکر
  5. شمارهٔ ۱۵۸چو باز کرد شکرخنده شد اسیر شکر
  6. شمارهٔ ۱۵۹ای خرم آن زمان که بود یار در کنار
  7. شمارهٔ ۱۶۰بتی دارم به حسن از کافرستان کافرستان‌تر
  8. شمارهٔ ۱۶۱ندیدم چون تو شوخ از سرکشی برگشته‌مژگان‌تر
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.