پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴

ای تیغ غمزه تو به وقت غضب لذیذ

هنگامه غم تو به وقت طرب لذیذ

چین جبین چو موج تبسم تمام شهد

پیکان تیر غمزه چو شهد رطب لذیذ

لب‌ها چو آب چشمهٔ کوثر تمام فیض

گفتار پرطراوت و عناب لب لذیذ

در بزم عشق باده‌پرستان شوق تو

زهر آب در پیاله چو آب عنب لذیذ

لذات نقد داغ تو در دست عاشقان

باشد چنان‌که در کف مفلس ذهب لذیذ

با دل زبان‌درازی مژگان شوخ تو

در چشم اهل حال بود چون ادب لذیذ

قصاب همچو شمع در این بزم جانگداز

در نزد ماست سوختگی‌های شب لذیذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶می‌کند هر دم به قصدم چرخ تقدیر دگر
  2. شمارهٔ ۱۵۷صبح وصال را اثر آمد هزار شکر
  3. شمارهٔ ۱۵۸چو باز کرد شکرخنده شد اسیر شکر
  4. شمارهٔ ۱۵۹ای خرم آن زمان که بود یار در کنار
  5. شمارهٔ ۱۶۰بتی دارم به حسن از کافرستان کافرستان‌تر
  6. شمارهٔ ۱۶۱ندیدم چون تو شوخ از سرکشی برگشته‌مژگان‌تر
  7. شمارهٔ ۱۶۲دارم بتی ز کج کلهان کج‌کلاه‌تر
  8. شمارهٔ ۱۶۳شد مرا تا دل ز عکسی روی آن جانانه پر
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.