فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ جنونی کو که از قید خرد بیرون کشم پا را
- شمارهٔ ۲ میار ای بخت بهر غرق ما در شور دریا را
- شمارهٔ ۳ تهی کن ایدل از پروردهٔ خود زود پهلو را
- شمارهٔ ۴ تواند صورتی دادن شبیه آن پریرو را
- شمارهٔ ۵ دمی که یار گذارد قدم بخانهٔ ما
- شمارهٔ ۶ ز روی ماه سیاهی به نور ماه نرفت
- شمارهٔ ۷ در معرکه صد زخم رسد گر بتن ما
- شمارهٔ ۸ گفتگو یکرنگ نبود عاقل و هشیار را
- شمارهٔ ۹ چشم ما روشن شد از خاک در میخانهها
- شمارهٔ ۱۰ ما بلبلان بلند نسازیم خانه را
- شمارهٔ ۱۱ نماید حکمتش چون در شفابخشی ید بیضا
- شمارهٔ ۱۲ شد ختم بر حدیث تو آخر بیان ما
- شمارهٔ ۱۳ اگر میدید با هم اتحاد بلبل و گل را
- شمارهٔ ۱۴ به مردم میکند نرگس ز هر جانب اشارتها
- شمارهٔ ۱۵ بی نشانی دارد آزاد از بلا وارسته را
- شمارهٔ ۱۶ چسان کنم دم بسمل بلند افغان را
- شمارهٔ ۱۷ پیش بین بر خصم در تدبیر سبقت میبرد
- شمارهٔ ۱۸ سفر چگونه کنی از دیار خاطرها
- شمارهٔ ۱۹ امروز منم شهرهٔ عالم ز نحیفی
- شمارهٔ ۲۰ شب که سازد غم آغوش تو بی تاب مرا
- شمارهٔ ۲۱ جانرا بکوی دوست روان میکنیم ما
- شمارهٔ ۲۲ یک سحر از درم ای دولت بیدار بیا
- شمارهٔ ۲۳ ز نقش پای تو گل ها شکفته قالی را
- شمارهٔ ۲۴ بر زمین پیوسته می بینیم زلف یار را
- شمارهٔ ۲۵ فتد در خانهٔ زین چون گذار آن لعبت چین را
- شمارهٔ ۲۶ می کند روشن خیال مهر رویش سینه را
- شمارهٔ ۲۷ اعتمادی نیست بر گردون که در وقت بنا
- شمارهٔ ۲۸ فروغ شعلهٔ ادراک در پیریست کم پیدا
- شمارهٔ ۲۹ بیوجه مدان جاهلی ما که ز استاد
- شمارهٔ ۳۰ ساقی بجام ریز می پرتگال را
- شمارهٔ ۳۱ تن ساخته پابند درین مرحله جان را
- شمارهٔ ۳۲ هر که پابند وطن شد میکشد آزارها
- شمارهٔ ۳۳ در عمر بس بود دم سردی غذای ما
- شمارهٔ ۳۴ بچشمم آب و رنگی نیست خوان پادشاهانرا
- شمارهٔ ۳۵ بریزش زیر بار خود در آور ساده لوحان را
- شمارهٔ ۳۶ حاجت از حد چو رود دست دهد استغنا
- شمارهٔ ۳۷ گرم رو مانند شمعم بس که در راه فنا
- شمارهٔ ۳۸ رفت مانند شیشهٔ ساعت
- شمارهٔ ۳۹ تاک شد زنجیر پایم تا کشیدم باده را
- شمارهٔ ۴۰ هلال نیست که ناخن زده ست بر دل چرخ
- شمارهٔ ۴۱ معذورم ار ز خانه نباشد خبر مرا
- شمارهٔ ۴۲ بتوسن تو رساند فلک شتاب مرا
- شمارهٔ ۴۳ کرد سر با نامهٔ آن ماه قاصد راه را
- شمارهٔ ۴۴ صفای حسن بتان می تراود از دل ما
- شمارهٔ ۴۵ گل آمیزش منعم مدان جز داغ محرومی
- شمارهٔ ۴۶ نجات از قید و محنت نیست ارباب تلون را
- شمارهٔ ۴۷ اضطرابی طرفه در راه فنا داریم ما
- شمارهٔ ۴۸ هشیار درین نشه دمی نیست دل ما
- شمارهٔ ۴۹ نقصان ما بود گل حسن کمال ما
- شمارهٔ ۵۰ خبر می آورد گاهی ز کوی دوست مجنون را
- شمارهٔ ۵۱ غیر زلفت که پریشان شده در ماتم ما
- شمارهٔ ۵۲ میکند ویران تمول خانهٔ معمور را
- شمارهٔ ۵۳ کوی جانان که هست جان آنجا
- شمارهٔ ۵۴ جهان تمام مسخر ز جام شد جم را
- شمارهٔ ۵۵ نیست حاجت که بگیرند به زر آینه را
- شمارهٔ ۵۶ آزاده ام ز قید زمین چون نهال شمع
- شمارهٔ ۵۷ ز شوخی بس که در پرواز بینم هر نفس گل را
- شمارهٔ ۵۸ فارغ بود از آفت گیتی دل روشن
- شمارهٔ ۵۹ گر کند تار نفس را رشتهٔ سوزن مسیح
- شمارهٔ ۶۰ خوش آن سالک که گیرد پیش راه دلستانی را
متن اشعار به نقل از گنجور.