پرش به محتوای اصلی
غنی کشمیری غنی کشمیری

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

بچشمم آب و رنگی نیست خوان پادشاهانرا

که دارد کاسهٔ درویش نعمت های الوان را

نگاه تیز می بینم به سوی او غزالان را

نگه دارد خدا از چشم بد آن تیغ مژگانرا

کس از پروردهٔ خود در جهان طرفی نمی بندد

بتار نال کی دوزد قلم چاک گریبان را

مگر آن شاه خوبان کرد مصر حسن را غارت

که باشد بر جبین داغ غلامی ماه کنعان را

نباشد بی سر زلفت سر بوئیدن مشکم

که بوی نافه باشد موی بینی بیدماغان را

ز بیعقلی چو طفل اشک نیک از بد نمیدانم

سر پستان تصور می کنم گوی گریبان را

توکل پیشه را روزی بدست خویش می باشد

مکد انگشت خود کودک چو نبود شیر پستان را

به جز آزار از همسایهٔ بد کس نمی بیند

غنی استادگی از لب گزیدن نیست دندان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶حاجت از حد چو رود دست دهد استغنا
  2. شمارهٔ ۳۷گرم رو مانند شمعم بس که در راه فنا
  3. شمارهٔ ۳۸رفت مانند شیشهٔ ساعت
  4. شمارهٔ ۳۹تاک شد زنجیر پایم تا کشیدم باده را
  5. شمارهٔ ۴۰هلال نیست که ناخن زده ست بر دل چرخ
  6. شمارهٔ ۴۱معذورم ار ز خانه نباشد خبر مرا
  7. شمارهٔ ۴۲بتوسن تو رساند فلک شتاب مرا
  8. شمارهٔ ۴۳کرد سر با نامهٔ آن ماه قاصد راه را
همه‌ی غزلیات ←

غنی کشمیری درباره‌ی غنی کشمیری

محمدطاهر غنی آشای معروف به غنی کشمیری (۱۰۳۹؟ - ۱۰۷۹ قمری) شاعر پارسی‌گوی اهل جامو و کشمیر است. سروده‌های او مورد توجه شاعران بزرگ شبه قارهٔ هند مانند علامه اقبال لاهوری، میر تقی میر، سعادت حسن منتو بوده و نقل قول شده است. گفته می‌شود غالب دهلوی چهل بیت از او را به اردو ترجمه کرده است. او متعلق به خاندان آشای کشمیر بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.