پرش به محتوای اصلی
غنی کشمیری غنی کشمیری

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

حاجت از حد چو رود دست دهد استغنا

قد خم حلقه چو شد کار ندارد به عصا

گره بند قبایت نشد از دستم وا

بند انگشت شد آخر گره بند قبا

خون بجوش آمده از ذوق شهادت ما را

به که آبی بزند تیغ تو بر آتش ما

سرکش از جای نجنبد پی تعظیم کسی

شمع آسا رگ گردن بودش رشتهٔ پا

نفس من شده از سوختگی خاکستر

میتوان از دم من آینه را داد جلا

چون مه نو که نگردد ز شفق هرگز سرخ

ناخن همت من دست نگیرد ز حنا

چارهٔ کار به دست من و من بیچاره

بند انگشت به ناحق نتوان کردن وا

بسکه بی بادهٔ گلرنگ دلی پر دارد

کدوی سبز نماید به نظر شیشهٔ ما

گرد خود گرد غنی چند کنی طوف حرم

رهبری نیست در این راه به از قبله نما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸رفت مانند شیشهٔ ساعت
  2. شمارهٔ ۳۹تاک شد زنجیر پایم تا کشیدم باده را
  3. شمارهٔ ۴۰هلال نیست که ناخن زده ست بر دل چرخ
  4. شمارهٔ ۴۱معذورم ار ز خانه نباشد خبر مرا
  5. شمارهٔ ۴۲بتوسن تو رساند فلک شتاب مرا
  6. شمارهٔ ۴۳کرد سر با نامهٔ آن ماه قاصد راه را
  7. شمارهٔ ۴۴صفای حسن بتان می تراود از دل ما
  8. شمارهٔ ۴۵گل آمیزش منعم مدان جز داغ محرومی
همه‌ی غزلیات ←

غنی کشمیری درباره‌ی غنی کشمیری

محمدطاهر غنی آشای معروف به غنی کشمیری (۱۰۳۹؟ - ۱۰۷۹ قمری) شاعر پارسی‌گوی اهل جامو و کشمیر است. سروده‌های او مورد توجه شاعران بزرگ شبه قارهٔ هند مانند علامه اقبال لاهوری، میر تقی میر، سعادت حسن منتو بوده و نقل قول شده است. گفته می‌شود غالب دهلوی چهل بیت از او را به اردو ترجمه کرده است. او متعلق به خاندان آشای کشمیر بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.