پرش به محتوای اصلی
غنی کشمیری

غنی کشمیری

غزلیات

۱۲۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ خاک پای همه کس هر که شد از روی نیاز
  2. شمارهٔ ۶۲ تا تو رفتی کس دگر ننشست در پهلوی ما
  3. شمارهٔ ۶۳ ضعف طالع بین که آخر همچو عکس آیینه
  4. شمارهٔ ۶۴ از ناز چو پوشی رخ آیینه نما را
  5. شمارهٔ ۶۵ سخن مهر خموشی بر نمی دارد زبانش را
  6. شمارهٔ ۶۶ ندید کس کمر تنگ دلستان تو را
  7. شمارهٔ ۶۷ خوشم که ضعف چنان کرد روشناس مرا
  8. شمارهٔ ۶۸ نتوان برد ز دشمن به تواضع جان را
  9. شمارهٔ ۶۹ مشاطه خون مکن جگر مشک ناب را
  10. شمارهٔ ۷۰ ز درد عشق ضعیف است بس که پیکر ما
  11. شمارهٔ ۷۱ تشنهٔ پابوس خود زین بیش مگذار آب را
  12. شمارهٔ ۷۲ گریهٔ عجز ملایم کند آن سرکش را
  13. شمارهٔ ۷۳ بس که برد از هوش فکر آن رخ نیکو مرا
  14. شمارهٔ ۷۴ محنت کجا ز سردیِ دَی می کشیم ما
  15. شمارهٔ ۷۵ بیا بلبل ببین در پرده ی گل آفتابی را
  16. شمارهٔ ۷۶ همچو سوزن دایم از پوشش گریزانیم ما
  17. شمارهٔ ۷۷ تا بخت واژگون شد معمار خانه ی ما
  18. شمارهٔ ۷۸ آتش می تیز سازد شعله ی آواز را
  19. شمارهٔ ۷۹ خرق عادت کی به کار آید دل افسرده را
  20. شمارهٔ ۸۰ تا تو رفتی می ندارد کار با مینای ما
  21. شمارهٔ ۸۱ می پرد از اشتیاق ِ سیل ای معمار ما
  22. شمارهٔ ۸۲ بر سر غیرت چو دید آن ابروی خونریز را
  23. شمارهٔ ۸۳ در دلدار وا کردم رقیبم شد دچار آنجا
  24. شمارهٔ ۸۴ خمار صاف از درد بهر تو کرد می را
  25. شمارهٔ ۸۵ زور می تا هست کی افتاده می باشیم ما
  26. شمارهٔ ۸۶ تابوت مردهٔ دوش هشیار کرد ما را
  27. شمارهٔ ۸۷ هست زهرآب فنا صهبای ما
  28. شمارهٔ ۸۸ نرنجی گر ز طبعم در شکایت جسته معنی ها
  29. شمارهٔ ۸۹ کند گر خودنما چون مه سواد صفحهٔ روشن
  30. شمارهٔ ۹۰ خویش را با که بسنجیم غنی در سبکی
  31. شمارهٔ ۹۱ خویش را با که بسنجیم غنی در سبکی
  32. شمارهٔ ۹۲ بس که بی زلف بتان دست زدم بر زانو
  33. شمارهٔ ۹۳ حسن جمال ذاتی ات دشمن زیب عارضی
  34. شمارهٔ ۹۴ صیاد ما چو ترکش پر تیر می کند
  35. شمارهٔ ۹۵ شمع فانوس نیم لیک ز بی سامانی
  36. شمارهٔ ۹۶ از ره وارستگی پیوسته همچون گرد باد
  37. شمارهٔ ۹۷ پیرو ما شو که همچون خامه در راه سخن
  38. شمارهٔ ۹۸ صاحب سخن نجنبد از بهر قوت از جا
  39. شمارهٔ ۹۹ نیست باری در جهان سنگین تر از بار وجود
  40. شمارهٔ ۱۰۰ شب فراق تو ای آفتاب عالمتاب
  41. شمارهٔ ۱۰۱ پیریم، نیست چهرهٔ زرباف باب ما
  42. شمارهٔ ۱۰۲ چون شکست دست و پایم مرهمی دیگر نداشت
  43. شمارهٔ ۱۰۳ زنهار چشم خود را بر دست کس ندوزی
  44. شمارهٔ ۱۰۴ به میل سرمه ماند پیش آن مه شمع کافوری
  45. شمارهٔ ۱۰۵ مگذار از قلمرو تقدیر پا برون
  46. شمارهٔ ۱۰۶ وضع ملایم بود تیغ زبان را سپر
  47. شمارهٔ ۱۰۷ تا دم از همسری زلف تو زد
  48. شمارهٔ ۱۰۸ شده چشم سگان کوی جانان چار از شوقش
  49. شمارهٔ ۱۰۹ با سیه بختان بتان را التفاتی دیگر است
  50. شمارهٔ ۱۱۰ اشعار آبدارم تا شد محیط عالم
  51. شمارهٔ ۱۱۱ بستر عشق است اینجا مرد می بازد جگر
  52. شمارهٔ ۱۱۲ شود آسوده گر یکجا کند دیوانه پا قائم
  53. شمارهٔ ۱۱۳ پروانه گو بمیر ز غیرت که شمع را
  54. شمارهٔ ۱۱۴ امشب نفسی زمزمهٔ داشت مغنی
  55. شمارهٔ ۱۱۵ تا توانی عاشق معشوق هر جایی مشو
  56. شمارهٔ ۱۱۶ گرد کین شد دوستان را سد راه التفات
  57. شمارهٔ ۱۱۷ در موسم بهار چو نرگس ز شوق می
  58. شمارهٔ ۱۱۸ صورت معشوق هر جا جلوه گر گردد خوشست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ کلبه ام را طاقت بار گران بام نیست
  60. شمارهٔ ۱۲۰ مرگ گوارا شود موی چو گردد سفید

متن اشعار به نقل از گنجور.