پرش به محتوای اصلی
غنی کشمیری غنی کشمیری

غزلیات

شمارهٔ ۱

جنونی کو که از قید خرد بیرون کشم پا را

کنم زنجیر پای خویشتن دامان صحرا را

به بزم می پرستان محتسب خوش عزتی دارد

که چون آید به مجلس شیشه خالی می کند جا را

اگر شهرت هوس داری اسیر دام عزلت شو

که در پرواز دارد گوشه گیری نام عنقا را

به بزم می پرستان سرکشی بر طاق نه زاهد

که میریزند مستان بی محابا خون مینا را

شکست از هر در و دیوار می بارد مگر گردون

به رنگ چهرهٔ ما ریخت رنگ خانهٔ ما را

ندارد ره به گردون روح تا باشد نفس در تن

رسایی نیست در پرواز مرغ رشته در پا را

غنی روز سیاه پیر کنعان را تماشا کن

که روشن کرد نور دیده اش چشم زلیخا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳تهی کن ایدل از پروردهٔ خود زود پهلو را
  2. شمارهٔ ۴تواند صورتی دادن شبیه آن پریرو را
  3. شمارهٔ ۵دمی که یار گذارد قدم بخانهٔ ما
  4. شمارهٔ ۶ز روی ماه سیاهی به نور ماه نرفت
  5. شمارهٔ ۷در معرکه صد زخم رسد گر بتن ما
  6. شمارهٔ ۸گفتگو یکرنگ نبود عاقل و هشیار را
  7. شمارهٔ ۹چشم ما روشن شد از خاک در میخانه‌ها
  8. شمارهٔ ۱۰ما بلبلان بلند نسازیم خانه را
همه‌ی غزلیات ←

غنی کشمیری درباره‌ی غنی کشمیری

محمدطاهر غنی آشای معروف به غنی کشمیری (۱۰۳۹؟ - ۱۰۷۹ قمری) شاعر پارسی‌گوی اهل جامو و کشمیر است. سروده‌های او مورد توجه شاعران بزرگ شبه قارهٔ هند مانند علامه اقبال لاهوری، میر تقی میر، سعادت حسن منتو بوده و نقل قول شده است. گفته می‌شود غالب دهلوی چهل بیت از او را به اردو ترجمه کرده است. او متعلق به خاندان آشای کشمیر بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.