پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷

ای روی تو به جلوه درآورده رنگ را

نقش تو تازه کرد بساط فرنگ را

از ناله خیزی دل سخت تو در تبم

در عطسه شرر مفگن مغز سنگ را

از عمر نوح، عرض برد انتظار و تو

در عرض شوق تاب نیاری درنگ را

داغم که در هوای سر دامن کسی ست

در خون من ز ناز فرو برده چنگ را

در بزم، می به جام زمرد نخورده ای

سنجد به دشت جلوه داغ پلنگ را

جوی گشاد شست ترا تا نمانده آب

کاندازه آورد رقم خشم و جنگ را

چون آبگینه ای به جگر در شکسته ایم

آن چشمه چشمه لذت زخم خدنگ را

در گوشه ای خزیده ز اندوه بی کسی

آن بر شکسته خلوت دلهای تنگ را

شوخی که خود ز نام وفا ننگ داشتی

بر باد می دهد به وفا نام و ننگ را

غالب ز عاشقی به ندیمی رسیده ایم

نازم شگرف کاری بخت دو رنگ را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹در هجر طرب بیش کند تاب و تبم را
  2. شمارهٔ ۱۰سوز عشق تو پس از مرگ عیانست مرا
  3. شمارهٔ ۱۱من آن نیم که دگر می توان فریفت مرا
  4. شمارهٔ ۱۲جان بر نتابد ای دل هنگامه ستم را
  5. شمارهٔ ۱۳بر نمی آید ز چشم از جوش حیرانی مرا
  6. شمارهٔ ۱۴شکست رنگ تا رسوا نسازد بی قراران را
  7. شمارهٔ ۱۵نوید التفات شوق دادم از بلا جان را
  8. شمارهٔ ۱۶خاموشی ما گشت بدآموز، بتان را
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.