پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

خود را همی به نقش طرازی علم کنم

تا با تو خوش نشینم و نظاره هم کنم

خواهی فراغ خویش بیفزای بر ستم

تا در عوض همان قدر از شکوه کم کنم

قاتل بهانه جوی و دعا بی اثر بیا

کز گریه آبگیری تیغ ستم کنم

طفل ست و تندخوی ببینم چه می کند؟

رامم ولی به عربده دانسته رم کنم

گردون وبال گردن من ساخت مدتی ست

کو دست تا به گردن دلدار خم کنم؟

یارب به شهوت و غضبم اختیار بخش

چندان که دفع لذت و جذب الم کنم

تا دخل من به عشق فزون تر بود ز خرج

خواهم که از تو بیش کشم ناز و کم کنم

غلتد دمم به مشک ز فیض هوای زلف

قانون فن غالیه سایی رقم کنم

خشکست کشت شیوه تحریر رفتگان

سیرابش از نم رگ ابر قلم کنم

غالب به اختیار سیاحت ز من مخواه

کو فتنه ای که سیر بلاد عجم کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸رفتم که کهنگی ز تماشا برافگنم
  2. شمارهٔ ۲۵۹در هر انجام محبت طرح آغاز افگنم
  3. شمارهٔ ۲۶۰صبح ست خیز تا نفسی در هم افگنم
  4. شمارهٔ ۲۶۱دگر نگاه ترا مست ناز می‌خواهم
  5. شمارهٔ ۲۶۲گم گشته به کوی تو نه دل بلکه خبر هم
  6. شمارهٔ ۲۶۳درد ناسازست و درمان نیز هم
  7. شمارهٔ ۲۶۴نشاط آرد به آزادی ز آرایش بریدن هم
  8. شمارهٔ ۲۶۵صبح شد خیز که روداد اثر بنمایم
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.