پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰

آسمان بلند را میرم

ابر کحلی پرند را میرم

می فریبد مرا به بازیچه

دل زار و نژند را میرم

شوری اشک در نظر خوارست

تلخی زهرخند را میرم

شحنه مدح حضرت اعلی است

سخن دلپسند را میرم

سر راهش نشستنم هوس ست

خاک پای سمند را میرم

ره نشین ویم زهی توقیری

طالع ارجمند را میرم

جذب الفت به سوی وی کشدم

این نوآیین کمند را میرم

می کند رخنه در جگر غم هجر

این جگر در کلند را میرم

شاعرم منشیم ظریف و شریف

این اضافات چند را میرم

وایه جوید ز حضرت اعلی

غالب مستمند را میرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲اگر بر خود نمی بالد ز غارت کردن هوشم
  2. شمارهٔ ۲۵۳بی پردگی محشر رسوایی خویشم
  3. شمارهٔ ۲۵۴در وصل دل آزاری اغیار ندانم
  4. شمارهٔ ۲۵۵بخت در خوابست می خواهم که بیدارش کنم
  5. شمارهٔ ۲۵۶خود را همی به نقش طرازی علم کنم
  6. شمارهٔ ۲۵۷می‌ربایم بوسه و عرض ندامت می‌کنم
  7. شمارهٔ ۲۵۸رفتم که کهنگی ز تماشا برافگنم
  8. شمارهٔ ۲۵۹در هر انجام محبت طرح آغاز افگنم
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.