پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

تا چند بلهوس می و عاشق ستم کشد

کو فتنه تا به داوری هم علم کشد

دل را به کار ناز چه سرگرم کرده ای؟

یعنی به خویش هم کند و از تو هم کشد

رشک ست و دفع دخل مقدر عتاب چیست؟

بگذار در دلم مژه چندان که نم کشد

صیدت ز بیم جان نرمد بلکه می رود

تا دشت را ز شوق در آغوش رم کشد

دشوار نیست چاره عیش گریزپای

دور قدح چو سلسله گر سر به هم کشد

آنی که تاب جذبه ذوق نگاه تو

رنگ از گل و می از رز و صید از حرم کشد

شوقم که روشناس دل نازنین تست

کی منت نوشتن و ناز قلم کشد

زشت آن که تا ز زحمت پشت و شکم رهد

هم رنج کارسازی پشت و شکم کشد

صهبا حلال زاهد شب زنده دار را

اما به شرط آن که همان صبحدم کشد

از تازگی به دهر مکرر نمی شود

نقشی که کلک غالب خونین رقم کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳دل اسباب طرب گم کرده در بند غم نان شد
  2. شمارهٔ ۱۵۴دیگر از گریه به دل رسم فغان یاد آمد
  3. شمارهٔ ۱۵۵ز گرمی نگهت خون دل به جوش آمد
  4. شمارهٔ ۱۵۶چو زه به قصد نشان بر کمان بجنباند
  5. شمارهٔ ۱۵۷نهم جبین به درش آستان بگرداند
  6. شمارهٔ ۱۵۸نادان صنم من روش کار نداند
  7. شمارهٔ ۱۵۹گر چنین ناز تو آماده یغما ماند
  8. شمارهٔ ۱۶۰نفس از بیم خویت رشته پیچیده را ماند
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.