پرش به محتوای اصلی
عبدالرحیم حائری عبدالرحیم حائری

مجمع الاسرار

بخش ۸ - شعر ششم

خاصّان خدا اسیر دام دگرند

سرگرم و خوش و مست، زجام دگرند

از جنّت و دوزخ خبریشان‌ نبود

از هر دو برون و در مقام دگرند

ننگ ‌است بنزد عاشقان نام نکو

کین قوم به ننگ و نام‌ دگرند

دنیا طلبان نکرده کامی حاصل

اندر طلب حصول کام دگرند

این ‌مردم‌ اهل ‌دل‌ که ‌وحشی‌صفتند

از خلق رمیده‌اند و رام دگرند

ای حائری، عُشّاق در ایّام فراق

خُرسند، به صبح‌ و ظهر و شام‌ دگرند

ادامه‌ی مجمع الاسرار

  1. بخش ۱۰ - شعر هشتمبویِ جانان یافت جان، از نَکهَتِ صبح وصال
  2. بخش ۱۱ - شعر نهممعشوق ‌اگر به عاشق‌ مسکین‌ جفا کند
  3. بخش ۱۲ - شعر دهمدست طلب ز دامن مردان ره مگیر
  4. بخش ۱۳ - شعر یازدهماین ‌ابیات در جواب و اِعتذار از اشعار عارف و شاعر مغربی تبریزی، که گفته است:
  5. بخش ۱۴ - شعر دوازدهمدر برِ یاری و به خود مشغولی
  6. بخش ۱۵ - شعر سیزدهمجان‌ به ‌لب‌ آمده‌ عمریست ‌بکار دل‌ خویش
  7. بخش ۱۶ - شعر چهاردهمهزار شُکر خدا را که دست تو نرسید
  8. بخش ۱۷ - شعر پانزدهمازعَدم آمده را راحله و زاد عدم
همه‌ی مجمع الاسرار ←

عبدالرحیم حائری درباره‌ی عبدالرحیم حائری

عبدالرحیم صاحب‌الفصول (۱۲۹۴ قمری/ ۱۲۵۶ شمسی - ۱۳۶۷ قمری/ ۱۳۲۷ شمسی) مشهور به حائری، نویسنده، شاعر و عارف معاصر ایرانی است. وی که ساکن تهران بوده‌است در ۱۳۴۵ قمری یکسال پس از تخریب بناهای قبور بقیع توسط وهابیون و خودداری مسلمانان از سفر حج، با هزار نفر از شام راهی حجاز شد. عبدالعزیز سعودی (پادشاه عربستان) از وی استقبال...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.