پرش به محتوای اصلی
عبدالرحیم حائری عبدالرحیم حائری

مجمع الاسرار

بخش ۱۶ - شعر چهاردهم

هزار شُکر خدا را که دست تو نرسید

و گرنه لیشته بودی تو کون کاسۀ آش

چه‌ حکمت‌ است‌ درون، در کُمونِ کاسۀ‌ آش

که عقل‌ها شده مستِ جنونِ کاسۀ آش

به گردِ کاسۀ ‌آش، آشتیّ و یک جهتی است

عداوت است و جدائی بدون کاسۀ ‌آش

مگر نشان زِ جَنان می‌دهد که کینه و غِلّ

همه برون بود از اندرونِ کاسۀ‌ آش

دگر مگو که عذاب جحیم از نار است

که جنّت است سراسر تیون کاسۀ آش

بزیب و زیور علم و کمال و فضل و هنر

به جلوه شد رُخ زینت فزونِ کاسۀ آش

ز فنّ دانشِ شیخ و زفَرّ بینش شوخ

فزونتر است و نکوتر فنونِ کاسۀ ‌آش

سپید کوکب اقبال و شأن و جاهی ‌نیست

که نیست در فلک نیلگونِ کاسه آش

ز هر چه گویم از آن برتراست و بالاتر

به قید حَصر نیاید شئون کاسۀ آش

درونِ مدرسه و خانقاه ذکری نیست

بجز حدیث خوش ذو شُجون کاسه‌آش

ز خیر و شرّ جهان از حکیم پرسیدم

جواب گفت درون و برون کاسۀ ‌آش

ظهور عالم بالا سؤال کردم از او

به طَنز گفت که اندرون بُطون کاسۀ‌ آش

ز کفر و دین سخن آمد میان، بگفتا هست

مدار هر دو به دست حُصونِ کاسۀ ‌آش

زهر چه رفت سخن گفت، جدولی‌ جاریست

به مُلک ری همگی ازعُیون کاسۀ ‌آش

بگفتم این همه اضطراب عالم چیست

بگفت هست از آنِ این سُکونِ کاسۀ آش

بگفتم آشخوران را چه موقع است و محلّ؟

بگفت هست به آنان رُکون کاسۀ آش

اگر ممالک عالم فسرده است چه غم

که هست خرّم، مُلکِ مصونِ کاسۀ آش

به راستی به جهان، ناطق و دلیری نیست

که نیست بسته زبان و زبون کاسۀ ‌آش

بنازم از سر اِخلاص دست آنان را

که ریختند دراین عرصه خون کاسۀ ‌آش

به دیگ وکاسۀ آن پشت پا زدند به صِدق

اثر نکرد به آنها فُسون کاسۀ آش

مزن تو دست به این کاسۀ حائری‌ که ‌به حَشر

بگردن تو بگیرد دُیون کاسۀ آش

ادامه‌ی مجمع الاسرار

  1. بخش ۱۸ - شعر شانزدهمبسی‌ اندیشه‌ها بر صفحۀ خاطر، رقم‌ کردم
  2. بخش ۱۹ - شعر هفدهمتا آنکه پریشانِ خیالِ تو شُدستم
  3. بخش ۲۰ - شعر هیجدهمتا به دامِ غمِ عشق تو گرفتار شدم
  4. بخش ۲۱ - شعر نوزدهمتا عَزم کوی آن بُت طَنّاز کرده‌ایم
  5. بخش ۲۲ - شعر بیستمتَرک سر گفتم و پا در ره جانانه زدم
  6. بخش ۲۳ - شعر بیست و یکمدو اسبه پیک اجل می‌کشاندت به عدم
  7. بخش ۲۴ - شعر بیست و دوّمما شیشۀ نام و ننگ ‌برسنگ زدیم
  8. بخش ۲۵ - شعر بیست و سوّمما سر به رضای دوست دادیم
همه‌ی مجمع الاسرار ←

عبدالرحیم حائری درباره‌ی عبدالرحیم حائری

عبدالرحیم صاحب‌الفصول (۱۲۹۴ قمری/ ۱۲۵۶ شمسی - ۱۳۶۷ قمری/ ۱۳۲۷ شمسی) مشهور به حائری، نویسنده، شاعر و عارف معاصر ایرانی است. وی که ساکن تهران بوده‌است در ۱۳۴۵ قمری یکسال پس از تخریب بناهای قبور بقیع توسط وهابیون و خودداری مسلمانان از سفر حج، با هزار نفر از شام راهی حجاز شد. عبدالعزیز سعودی (پادشاه عربستان) از وی استقبال...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.