پرش به محتوای اصلی
عبدالرحیم حائری عبدالرحیم حائری

مجمع الاسرار

بخش ۲۳ - شعر بیست و یکم

دو اسبه پیک اجل می‌کشاندت به عدم

تو خوش ‌نشسته ‌که ‌تا او براندت ‌به‌ عدم

صباحِ صحبت ایّام را غنیمت دان

که عَنقریب شب‌ مرگ خواندت ‌به ‌عدم

چو مهلتت بود امروز ساغری بِسِتان

که‌ دورِ جام ‌اجل می‌ستاندت به ‌عدم

چو دست ‌می‌رسدت‌ این ‌زمان بگیر و بده

وگرنه دست تَحَسُّر گزاندت به عدم

چوهست پایِ توانائیت بیا و برو

که سالها برسد پای ماندت به‌ عدم

چه ‌هستی ‌است ‌که‌ بر ضبط‌ خویش ‌نتوانی

زِهی وجود خیالی که ‌ماندت‌ به‌ عدم

اگر تو نقد جهان بر اجل نثار کنی

طمع مدار که ‌آخر کشاندت به عدم

ز مِهر گیتیِ مکّاره، حائری برخیز

به ‌عشوه‌ عاقبت ‌او، می‌نشاندت ‌به ‌عدم

ادامه‌ی مجمع الاسرار

  1. بخش ۲۵ - شعر بیست و سوّمما سر به رضای دوست دادیم
  2. بخش ۲۶ - شعر بیست و چهارمسر به پیش تیغ تو ما ای صَنم بنهاده‌ایم
  3. بخش ۲۷ - شعر بیست و پنجمدین و دنیا بباد، یعنی من
  4. بخش ۲۸ - شعر بیست و ششمای نالۀ افکار من، با هِجر او مَربوق شو
  5. بخش ۲۹ - شعر بیست و هفتمای که از ناز به ما هیچ نگاهی نکنی
  6. بخش ۳۰ - شعر بیست هشتمتا تو دو زلف ‌را چنین، پیچش و تاب‌ می‌دهی
  7. بخش ۳۱ - شعر بیست و نهمیا رب از رحمت‌ نظر فرما به سوی حائری
  8. بخش ۳۲ - رباعیّاترباعی اول
همه‌ی مجمع الاسرار ←

عبدالرحیم حائری درباره‌ی عبدالرحیم حائری

عبدالرحیم صاحب‌الفصول (۱۲۹۴ قمری/ ۱۲۵۶ شمسی - ۱۳۶۷ قمری/ ۱۳۲۷ شمسی) مشهور به حائری، نویسنده، شاعر و عارف معاصر ایرانی است. وی که ساکن تهران بوده‌است در ۱۳۴۵ قمری یکسال پس از تخریب بناهای قبور بقیع توسط وهابیون و خودداری مسلمانان از سفر حج، با هزار نفر از شام راهی حجاز شد. عبدالعزیز سعودی (پادشاه عربستان) از وی استقبال...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.