پرش به محتوای اصلی
عبدالرحیم حائری عبدالرحیم حائری

مجمع الاسرار

بخش ۲۴ - شعر بیست و دوّم

ما شیشۀ نام و ننگ ‌برسنگ زدیم

پا بر سرِ نیکنامی و ننگ زدیم

تا مست جنون ‌شدیم این خیمۀ ‌دل

بیرون ز خرد به چند فرسنگ زدیم

درطرف چمن‌ از کف آن ‌لاله عذار

با غنچه او بادۀ گلرنگ زدیم

خوش پای دلم ز بند غم شد آزاد

چون دست‌ طَرب به بَربط و چنگ ‌زدیم

بزدای به مِی زدل غم و درد که‌ ما

زآن صیقل از این آئینه آن زنگ زدیم

در دور سِماع، دوش از جلوۀ یار

صد چاک بر این خرقۀ صد رنگ زدیم

او بُرد و گرنه ما قدم کی در راه

با پای شکسته بسته، لنگ زدیم

از کرده زشتِ خود نترسیم که ما

بر دامنِ معصوم علی چنگ زدیم

ای حائریِ رِند چه خوش ‌نوش بود

آن نیش که ما بر این ‌دلِ تنگ ‌زدیم

ادامه‌ی مجمع الاسرار

  1. بخش ۲۶ - شعر بیست و چهارمسر به پیش تیغ تو ما ای صَنم بنهاده‌ایم
  2. بخش ۲۷ - شعر بیست و پنجمدین و دنیا بباد، یعنی من
  3. بخش ۲۸ - شعر بیست و ششمای نالۀ افکار من، با هِجر او مَربوق شو
  4. بخش ۲۹ - شعر بیست و هفتمای که از ناز به ما هیچ نگاهی نکنی
  5. بخش ۳۰ - شعر بیست هشتمتا تو دو زلف ‌را چنین، پیچش و تاب‌ می‌دهی
  6. بخش ۳۱ - شعر بیست و نهمیا رب از رحمت‌ نظر فرما به سوی حائری
  7. بخش ۳۲ - رباعیّاترباعی اول
  8. بخش ۳۳ - رباعی دومای بی خبر از خویش، خبر نیست ترا
همه‌ی مجمع الاسرار ←

عبدالرحیم حائری درباره‌ی عبدالرحیم حائری

عبدالرحیم صاحب‌الفصول (۱۲۹۴ قمری/ ۱۲۵۶ شمسی - ۱۳۶۷ قمری/ ۱۳۲۷ شمسی) مشهور به حائری، نویسنده، شاعر و عارف معاصر ایرانی است. وی که ساکن تهران بوده‌است در ۱۳۴۵ قمری یکسال پس از تخریب بناهای قبور بقیع توسط وهابیون و خودداری مسلمانان از سفر حج، با هزار نفر از شام راهی حجاز شد. عبدالعزیز سعودی (پادشاه عربستان) از وی استقبال...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.