پرش به محتوای اصلی
عبدالرحیم حائری عبدالرحیم حائری

مجمع الاسرار

بخش ۲۰ - شعر هیجدهم

تا به دامِ غمِ عشق تو گرفتار شدم

هدفِ تیرِ بد اندیشیِ اَغیار شدم

چه ‌بلاها که ندیدم ز بداندیش رقیب

چه جفاها که ‌تو کردیّ و نه صَبّار شدم

زاهدی بودم و در صومعه مشغول‌ دعا

به تمنّای تو در خانۀ خَمّار شدم

خِرقه و سُبحه وسجّاده ‌نهادم‌ بکنار

با صلیب و بت ‌و پیرایۀ زُنّار شدم

شمع را دوش که از عشق ‌توسوزان ‌دیدم

تا سحر همدم او گشتم و خونبار شدم

رهِ فرزانگی و عقل، چو می‌پوئیدم

دیدم آن ‌قامتِ دلجوی، ز رفتار شدم

حائری شِکوه‌ای از یار، نه‌ آئین‌ من‌ است

به بهانه، برِ دلدار به گفتار شدم

ادامه‌ی مجمع الاسرار

  1. بخش ۲۲ - شعر بیستمتَرک سر گفتم و پا در ره جانانه زدم
  2. بخش ۲۳ - شعر بیست و یکمدو اسبه پیک اجل می‌کشاندت به عدم
  3. بخش ۲۴ - شعر بیست و دوّمما شیشۀ نام و ننگ ‌برسنگ زدیم
  4. بخش ۲۵ - شعر بیست و سوّمما سر به رضای دوست دادیم
  5. بخش ۲۶ - شعر بیست و چهارمسر به پیش تیغ تو ما ای صَنم بنهاده‌ایم
  6. بخش ۲۷ - شعر بیست و پنجمدین و دنیا بباد، یعنی من
  7. بخش ۲۸ - شعر بیست و ششمای نالۀ افکار من، با هِجر او مَربوق شو
  8. بخش ۲۹ - شعر بیست و هفتمای که از ناز به ما هیچ نگاهی نکنی
همه‌ی مجمع الاسرار ←

عبدالرحیم حائری درباره‌ی عبدالرحیم حائری

عبدالرحیم صاحب‌الفصول (۱۲۹۴ قمری/ ۱۲۵۶ شمسی - ۱۳۶۷ قمری/ ۱۳۲۷ شمسی) مشهور به حائری، نویسنده، شاعر و عارف معاصر ایرانی است. وی که ساکن تهران بوده‌است در ۱۳۴۵ قمری یکسال پس از تخریب بناهای قبور بقیع توسط وهابیون و خودداری مسلمانان از سفر حج، با هزار نفر از شام راهی حجاز شد. عبدالعزیز سعودی (پادشاه عربستان) از وی استقبال...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.