پرش به محتوای اصلی
عبدالرحیم حائری عبدالرحیم حائری

مجمع الاسرار

بخش ۱۷ - شعر پانزدهم

ازعَدم آمده را راحله و زاد عدم

این نیستانِ عدم را، نی دلشاد دم

مطلب خسرو و فرهاد، لب شیرین ‌بود

لب شیرین عدم ‌و خسرو و فرهاد عدم

قیس‌ مسکین ‌که ‌شد از طُرّه ‌لیلی‌ مجنون

قیس اندرعدم وطُرّه بیداد عدم

تنِ منصور که جلّادِ ستمکار بدار

کرده بین، دارعدم پنجۀ جلّاد عدم

عاد بیداد که‌ بر حشمتِ خود تکیه‌ نمود

حالیا عاد عدم، تکیه گهِ عاد عدم

خرمن هستیِ موهومی فرعون چه شد

رفت ‌بر بادِ عدم، شد گه‌ اِحصاد عدم

چه ‌شد آن بارگه و قصر،که شَدّاد بساخت

قصر و دربار عدم گشته و شدّاد عدم

عَلَم کاوۀ حدّاد نگوئی که کجاست

علم اندر عدم و کاوۀ حدّاد عدم

نقد و قلبی که ‌نمودند، چه شد حاصل از آن

مُتِقلّب عدم اندر شد و نَقّاد عدم

عشرتِ عیدِ محبت، مده از دست که زود

شود اَحباب عدم، عِشرت اعیاد عدم

یادی از ما بکن امروز که روزی برسد

من و تو درعدم و فرصت‌ این یاد عدم

حائری ‌باقی و پاینده به غیر از حق ‌نیست

هر چه زونیست عدم، هرکه ‌نه ‌او باد،عدم

ادامه‌ی مجمع الاسرار

  1. بخش ۱۹ - شعر هفدهمتا آنکه پریشانِ خیالِ تو شُدستم
  2. بخش ۲۰ - شعر هیجدهمتا به دامِ غمِ عشق تو گرفتار شدم
  3. بخش ۲۱ - شعر نوزدهمتا عَزم کوی آن بُت طَنّاز کرده‌ایم
  4. بخش ۲۲ - شعر بیستمتَرک سر گفتم و پا در ره جانانه زدم
  5. بخش ۲۳ - شعر بیست و یکمدو اسبه پیک اجل می‌کشاندت به عدم
  6. بخش ۲۴ - شعر بیست و دوّمما شیشۀ نام و ننگ ‌برسنگ زدیم
  7. بخش ۲۵ - شعر بیست و سوّمما سر به رضای دوست دادیم
  8. بخش ۲۶ - شعر بیست و چهارمسر به پیش تیغ تو ما ای صَنم بنهاده‌ایم
همه‌ی مجمع الاسرار ←

عبدالرحیم حائری درباره‌ی عبدالرحیم حائری

عبدالرحیم صاحب‌الفصول (۱۲۹۴ قمری/ ۱۲۵۶ شمسی - ۱۳۶۷ قمری/ ۱۳۲۷ شمسی) مشهور به حائری، نویسنده، شاعر و عارف معاصر ایرانی است. وی که ساکن تهران بوده‌است در ۱۳۴۵ قمری یکسال پس از تخریب بناهای قبور بقیع توسط وهابیون و خودداری مسلمانان از سفر حج، با هزار نفر از شام راهی حجاز شد. عبدالعزیز سعودی (پادشاه عربستان) از وی استقبال...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.