پرش به محتوای اصلی
عبدالرحیم حائری عبدالرحیم حائری

مجمع الاسرار

بخش ۵ - شعر سوم

این دوبیت از غزلی به خاطر آمد بقیه آن فراموش شده است.

مرا در کعبۀ دل، کوی آن دل آرام است

به مَأمَن دِگرم کی قرار و آرام است

هلاک حائری آخر چه خوش به دست‌ تو شد

فدای عشق تو گردم که خوش سرانجام است

ادامه‌ی مجمع الاسرار

  1. بخش ۷ - شعر پنجمتا مُسَّلم در وجودم عشق را شد تخت و تاج
  2. بخش ۸ - شعر ششمخاصّان خدا اسیر دام دگرند
  3. بخش ۹ - شعرهفتمدل اسیر خطت ‌ای ‌تَرک‌ پسر باید کرد
  4. بخش ۱۰ - شعر هشتمبویِ جانان یافت جان، از نَکهَتِ صبح وصال
  5. بخش ۱۱ - شعر نهممعشوق ‌اگر به عاشق‌ مسکین‌ جفا کند
  6. بخش ۱۲ - شعر دهمدست طلب ز دامن مردان ره مگیر
  7. بخش ۱۳ - شعر یازدهماین ‌ابیات در جواب و اِعتذار از اشعار عارف و شاعر مغربی تبریزی، که گفته است:
  8. بخش ۱۴ - شعر دوازدهمدر برِ یاری و به خود مشغولی
همه‌ی مجمع الاسرار ←

عبدالرحیم حائری درباره‌ی عبدالرحیم حائری

عبدالرحیم صاحب‌الفصول (۱۲۹۴ قمری/ ۱۲۵۶ شمسی - ۱۳۶۷ قمری/ ۱۳۲۷ شمسی) مشهور به حائری، نویسنده، شاعر و عارف معاصر ایرانی است. وی که ساکن تهران بوده‌است در ۱۳۴۵ قمری یکسال پس از تخریب بناهای قبور بقیع توسط وهابیون و خودداری مسلمانان از سفر حج، با هزار نفر از شام راهی حجاز شد. عبدالعزیز سعودی (پادشاه عربستان) از وی استقبال...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.