پرش به محتوای اصلی
عبدالرحیم حائری عبدالرحیم حائری

مجمع الاسرار

بخش ۳۷ - رباعی ششم

در بستر وصلِ یار، باید آسود

یا آنکه به جان، ره وصالش پیمود

گر دست دهد، ور نه به هر حال و دمی

فارغ ز خیال او نمی‌باید بود

ادامه‌ی مجمع الاسرار

  1. بخش ۳۹ - رباعی هشتمای دل به درست بودن خویش، مکوش
  2. بخش ۴۰ - رباعی نهمگر مست شدی ناله کن، امّا مَخروش
  3. بخش ۴۱ - رباعی دهماز هستیِ خویش بی تو من بیزارم
  4. بخش ۴۲ - رباعی یازدهمبا مِهر توتا مُهرۀ دل باخته‌ام
  5. بخش ۴۳ - رباعی دوازدهمگر دست دهد، رو به کنارش بنشین
  6. بخش ۴۴ - رباعی سیزدهمبا او اگرت سِرّ است وعهدِ یاری
  7. بخش ۴۵ - رباعی چهاردهمتا آنکه تو از هستی خود با خبری
  8. بخش ۴۶ - رباعی پانزدهمبطاعت کوش اگر خواهی در توحید بگشائی
همه‌ی مجمع الاسرار ←

عبدالرحیم حائری درباره‌ی عبدالرحیم حائری

عبدالرحیم صاحب‌الفصول (۱۲۹۴ قمری/ ۱۲۵۶ شمسی - ۱۳۶۷ قمری/ ۱۳۲۷ شمسی) مشهور به حائری، نویسنده، شاعر و عارف معاصر ایرانی است. وی که ساکن تهران بوده‌است در ۱۳۴۵ قمری یکسال پس از تخریب بناهای قبور بقیع توسط وهابیون و خودداری مسلمانان از سفر حج، با هزار نفر از شام راهی حجاز شد. عبدالعزیز سعودی (پادشاه عربستان) از وی استقبال...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.