پرش به محتوای اصلی
فروغی بسطامی فروغی بسطامی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱

اولم رام نمودی به دل آرامی‌ها

آخرم سوختی از حسرت ناکامی‌ها

تو و نوشیدن پیمانه و خشنودی دل

من وخاک در می‌خانه و بدنامی‌ها

چشم سر مست تو تا ساقی هشیاران است

کی توان دست کشید از قدح آشامی‌ها

قدمی رنجه کن ای سرو سمن ساق به باغ

تاصنوبر نزند لاف خوش اندامی ها

می‌خورد مرغ دل از دوری خال و خط تو

غم بی دانگی و حسرت بی‌دامی‌ها

عاقبت چشم من افتاد بدان طلعت نیک

چشم بد دور از این نیک سرانجامی‌ها

سر و پا آتشم از عشق فروغی لیکن

پختگی‌ها نتوان کرد بدین خامی‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشب
  2. غزل شمارهٔ ۵۴دوش در آغوشم آمد آن مه نخشب
  3. غزل شمارهٔ ۵۵از جلوهٔ حسنت که بری از همه عیب است
  4. غزل شمارهٔ ۵۶عمری که صرف عشق نگردد بطالت است
  5. غزل شمارهٔ ۵۷هر گه آن خسرو زرین کمر از جا برخاست
  6. غزل شمارهٔ ۵۸تا طرف نقاب از رخ رخشان تو برخاست
  7. غزل شمارهٔ ۵۹بنشست و ز رخ پرده برانداخته برخاست
  8. غزل شمارهٔ ۶۰دی در میان مستی خنجر کشیده برخاست
همه‌ی غزلیات ←

فروغی بسطامی درباره‌ی فروغی بسطامی

میرزا عباس فروغی بسطامی غزلسرای بزرگ دوران قاجار در سال ۱۲۱۳ هجری قمری در کربلا زاده شد. بعد از فوت پدر به ایران آمد و نزد عموی خود دوستعلیخان به مازندران رفت. او ابتدا «مسکین» تخلص می‌کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ‌الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر داد. در غزلسرایی شیوهٔ سعدی را...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.