پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۸

ایجان و ای جانان من رحمی بکن بر جان من

ای مرهم درمان من رحمی بکن بر جان من

هم مرهم و درمان من هم درد بی درمان من

هم این من هم آن من رحمی بکن بر جان من

جان و جهان جان من آرام جان جان من

فاش و نهان جان من رحمی بکن بر جان من

ای طاعت و عصیان من ای کفر و ای ایمان من

ای سود و ای خسران من رحمی بکن بر جان من

سامان خان و مان من بر همزن سامان من

آبادی ویران من رحمی بکن بر جان من

ای جنت و ریحان من ای دوزخ و نیران من

ایمالک و رضوان من رحمی بکن بر جان من

کردی وطن در جان من بگرفتی از من جان من

کردی مرا حیران من رحمی بکن بر جان من

گفتی که باشی زان من گیری بهایش جان من

ای گوهر ارزان من رحمی بکن بر جان من

گفتی که فیض است آن من گر او شود قربان من

او نیست در فرمان من رحمی بکن بر جان من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۰شدم آتش از غم او که مگر دمی کنم جا
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۱بر در تو من رو به خاک عجز ناله می‌کنم کای اله من
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۲گرد جهان گردیده من چون روی تو نادیده من
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۳بیا ساقی بده آن آب گلگون
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۴غم پنهان سمر شد چون کنم چون
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۵غم عشقت فزون شد چون کنم چون
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۶میزنم بر صف اغیار جنونست جنون
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۷چه شد گر کفر زلفت شد بلای دین
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.