پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۰

رای فرزانه چو باشد رخ خوبان دیدن

شادی هر دو جهان در غم اینان دیدن

توبه از زهد و ریا کردن و می نوشیدن

در خرابات مغان جلوهٔ ایمان دیدن

رقم عیش از آن صفحهٔ عارض خواندن

حال آشفته در آن زلف پریشان دیدن

کردم از پیر سؤالی ز جمال ازلی

میتوان گفت در آئینه خوبان دیدن

هرکجا حسن و جمالیست ز جانان عکسیست

جان در آن عکس تواند رخ جانان دیدن

نیست پنهان ز نظر صورت خوب تو مرا

هست یکسان چه بوصل و چه بهجران دیدن

چند زین گفتن بیهوده خمش کن ای فیض

هست موقوف خموشی رخ جانان دیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۲دلا برخیز و پائی بر بساط خود نمائی زن
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۳در جهان افکندهٔ غوغای حسن
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۴مستانه برا گوشهٔ چشمی سوی ما کن
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۵بیا بمیکده تأثیر را تماشا کن
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۶به کفافی دلا قناعت کن
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۷خدایا مرا از من آزاد کن
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۸بغم خویش دل ما خوش کن
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۹از هوس بگذر و دل پاک از آلایش کن
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.